انجمن علمی پدافند زیستی کشور و انجمن علمی پدافند غیر عامل در نظام سلامت

آمایش سرزمین، آب و پدافند

رابطه بین انسان، فضا و فعالیت، 3 مولفه اساسی در تدوین طرحهای آمایش است که به تثبیت و پایداری توسعه میانجامد. دفاع از سرزمین چه در مقیاس ملی و چه منطقهای، علاوه بر محتوای سیاسی و جغرافیایی آن دفاع از موجودیتهای تثبیتیافته فضا نیز هست. اگر امنیت انسان و فعالیت، در وضعیت و برنامه دفاعی کشور مدنظر قرار نگیرد، ناپایداری و بیثباتی، اصلیترین خطر تهدید فیزیکی و عملکردی فضا خواهد بود و به همین دلیل تعریف شرایط دفاعی برای تامین امنیت و مشخص کردن سازوکارها کالبد و ساخت و سازها و مکانهای مناسب برای استقرار سامانههای دفاعی، بخشی از وظایف طراحهای آمایش به شمار میرود. توجه به مسائل دفاعی در ایران تابع متغیرهای متعددی است که باید در طرحهای آمایشی مورد توجه قرار گیرند.

تعاریف مختلفی از آمایش سرزمین در منابع مختلف وجود دارد که لازم میبینم در ابتدای کلام به برخی از آنها اشارهای داشته باشم: «علم و دانش سازماندهی عاقلانه و منطقی جنبههای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و محیطزیستی براساس ظرفیتهای موجود.» «آمایش سرزمین با نگرش بازده پایدار و شایسته برحسب توان و استعداد کیفی و کمی سرزمین برای استفادههای مختلف انسان ساکن در آن به تعیین نوع کاربری سرزمین میپردازد.» بر این اساس از هدر رفتن منابع طبیعی و ضایع شدن محیطزیست جلوگیری میکند و در نتیجه معیشت انسان ساکن در سرزمین را بهبود میبخشد. شاید جامعترین تعریف از سوی مرکز ملی آمایش سرزمین ایران در سال 1385 ارائه شده باشد: «آمایش سرزمین تنظیم کنش متقابل بین عوامل انسانی و عوامل محیطی به منظور ایجاد سازمان سرزمینی مبتنی بر بهرهگیری بهینه از استعدادهای انسانی و محیطی است.»
و شبکه نظارت برنامهریزی اروپا آمایش سرزمین را «رویکرد منسجم و فعال توسعه سرزمینی در جهت شکل دادن به آینده شهرها، نواحی و مناطق جغرافیایی بزرگتر به گونهای میداند که از سیاستهای توسعهای منطقهای فراتر رود و به رویکرد برنامهریزی جهانی نزدیکتر شود.»
و تعریف سازمان فائو از تعریف آمایش سرزمین بهطور خلاصه: «برنامهریزی کاربری اراضی و ارزیابی سیستماتیک از پتانسیلهای آب و زمین برای استفادههای مختلف از اراضی با درنظر گرفتن شرایط اقتصادی و اجتماعی جهت انتخاب بهترین گزینه برای کاربری اراضی.»
به باور نگارنده، این تعریف آخر با توجه به وضعیت منابع آبی کشورمان باید با دقت زیاد بارها و بارها خوانده شود تا مفاهیم مندرج در آن را بهطور کامل به ذهن بسپاریم. مهم است که بدانیم آمایش سرزمین به مفهوم کاربری اراضی با پوشش زمین مفاهیمی متفاوت هستند. پوشش زمین و مشخصات سطح فیزیکی زمین نظیر پوشش گیاهی به سطوح آب، خاک و... اشاره میکند که مورد استفاده انسان قرار میگیرد، اما آمایش و کاربری اراضی به چگونگی استفاده انسان و زیستگاهش از زمین اشاره دارد و برنقش زمین در بهرهوری اقتصادی انسان از آن تاکید دارد، ضمن آنکه آمایش سرزمین بر پوشش زمین تاثیرگذار بوده و تغییرات پوشش زمین نیز بر آمایش سرزمین تاثیرگذار خواهد بود.
امروزه در جهان آمایش منابع آب بهعنوان یکی از ارکان مهم آمایش سرزمین مورد توجه قرار دارد. باید توجه داشت که آمایش منابع آب بهتنهایی حلال مشکلات نیست بلکه سیاستهای و روشهایی که عرضه و تقاضای آب را تنظیم میکنند، این مهم را به نتیجه خواهند رساند.
جهان در سالهای اخیر بهدنبال مشکلاتی که با خشک شدن چشمهها و رودخانهها و تالابها، بهخصوص در مناطق خشک و نیمه خشک ایجاد شده، بحث آمایش منابع آب را بهطور جدی در دستورکار قرار داده است و بحث آمایش منابع آب بهمنظور بهینهسازی مصرف آب بین بخشهای متقاضی از دهه 80 میلادی با هدف ایجاد تعادل بین منابع آب موجود با تقاضا برای آب با لحاظ کردن منابع آبهای سطحی و زیرزمینی موجود و سایر روشهای تولید آب شیرین در دستورکار قرار گرفته است.
آمایش سرزمین و منابع آبی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. جنس زمین و استفاده از آن بر منابع آب اثر میگذارد و فعالتهای آمایش سرزمین نهتنها تاثیر مستقیمی روی کیفیت و کمیت منابع آب دارند، که باید برای هر فعالیت روی زمین با در نظر گرفتن تاثیر آن بر منابع آب تصمیمگیری کرد. آمایش سرزمین نتیجه روابط پیچیده سیاست، مدیریت، اقتصاد، فرهنگ، رفتارهای انسانی و محیطزیست است و بهبود یکپارچگی مدیریت منابع آب و آمایش سرزمین و پوشش زمین بهطورقطع سبب ایجاد ارزش افزوده برای منابع آبی و سرزمین خواهد شد.
امید است توضیحات بالا توانسته باشد ارتباط تنگاتنگ و نقش تعیینکننده آمایش آب در آمایش سرزمین را تصویر کند. در میهن ما در دهههای گذشته چندین برنامه 5 ساله توسعه اجرا شده است و پروژههای عمرانی متعددی نیز با سرمایهگذاری سنگین به بهرهبرداری رسیدهاند که نتیجه آنها به یقین افزایش میزان برخورداری مردم از مواهب زندگی و رفاه بیشتر بوده است، اما نکته مهمی که به آن توجه کافی نشده است، توجه به محدودیت منابع آب کشور در الگوهای توسعه است. به گفته معاون وزیر راه و شهرسازی در حال حاضر، دوسوم از جمعیت کشور ما در یکسوم مساحت آن زندگی میکنند و 60 درصد این جمعیت نیز در کلانشهرها تمرکز دارند. درواقع توان اکولوژیک مناطقی که عمده جمعیت ما در آن ساکن هستند، کمتر از حد بارگذاری انجام شده است. برای مثال امروز همه حوزه آبخیز منطقه عمومی تهران از فیروزکوه تا هشتگرد و از جنوب تا حسنآباد را به سمت تهران هدایت میکنیم. عملا کشاورزی دیگر به صورت طبیعی انجام نخواهد شد چون حقآبه آن را به کلانشهر اختصاص دادهایم. دلیل این اتفاق همانا سرمایهگذاریهای انجامشده در کشور است که عملا اشتغال و گردش سرمایه را طوری سامان داده است که این تمرکز ایجاد و به شکل روزافزاون رو به افزایش است.
جمعیت کشور از سال 1225 تا سال 1390 ده برابر شده است، در صورتی که جمعیت تهران در همین مدت 280 برابر شده. این یعنی رشد نامتناسب.
در اصفهان و مشهد و اهواز و شیراز و تبریز هم کموبیش با همین وضع روبرو هستیم. در زمینه کشاورزی توجه ناکافی به الگوی کشت بهینه به قسمی که تامین محصولات راهبردی و امنیت غذایی کشور را به دنبال داشته باشد و منجر به تولید محصولات کشاورزی با مزیت اقتصادی بالاتر با مصرف آب کمتر باشد، مشکلات عدیدهای به وجود آورده است. به علاوه سهم 80-50 درصدی واسطههای شهرنشین از اقتصاد کشاورزی و برخورداری پایین کشاورزان زحمتکش این سرزمین از دسترنجشان، نیاز جدی به تجدید ساختار را یادآوری میکند.
اصلاح ساختار توزیع، اصلاح زنجیره محصولات کشاورزی، تغییر الگوی کشت پرمصرف فعلی به الگوی کشت بهینه باید با افزایش سود خالص کشاورزان نسبت به شرایط فعلی و با ابزارهای مدیریتی نظیر خرید تضمینی محصولات راهبردی کشاورزی و تکمیل زنجیره ارزش سایر محصولات کممصرف با مشوقهای لازم برای اجرای الگوی کشت بهینه انجام شود. برای مثال، ایجاد مشوق برای سرمایهگذاری در زمینه فرآوری و بستهبندی و صادرات محصولات پربازده مانند پسته و زعفران و بادام میتواند زنجیره ارزش این محصولات را تکمیل کرده و بازار آن را بهبود بخشد و کشاورزان را تشویق کند کشتهای متداول خود را تغییر داده و محصولات مورد نظر الگوی کشت بهینه را کشت کنند. در شرایط فعلی کشت برنج در استانهای فارس و اصفهان را با آن تبخیر بالا و محدودیت منابع آبی را نمیدانم با چه منطقی میتوان توجیه کرد.
صنعت نیز از قاعده فوق مستثنا نیست. استقرار صنایع آببر در نقاطی از کشور که فاقد منابع کافی آب هستند و بیتوجهی به افق بلندمدت برای تامین آب صنایع که یکی از نمونههای آن استقرار ذوب آهن در اصفهان است، همگی لزوم توجه بیشتر به آمایش سرزمین ازمنظر آمایش آب را یادآوری مینماید.
اما به باور نگارنده، مهمترین نکتهای که در آمایش سرزمینمان از آن غافلیم، الگوی توسعه و زیست است. ما میتوانیم در این سرزمین سالهای سال با جمعیتی بیش از جمعیت فعلی مرفه زندگی کنیم، به شرطی که الگوی توسعه در سرزمینمان الگوی ایرانی اسلامی باشد، امری که ارشدترین مقامات کشور هم بر آن تاکید دارند. الگوی مبتنی بر مصرف درست و بهینه و نه مصرف بیمحابا و بیرحمانه به سبک آمریکایی.
این نکتهای است که در اکثر برنامهریزیها از آن غفلت میشود. الگوی کشور ما باید الگویی باشد که در آن آب را مایه حیات هر چیز میدانیم. در مصرف آن اسراف نمیکنیم. الگویی که تغذیه در آن صحیح و سالم انجام میشود. در این راستا بسیار میتوان نوشت، اما خلاصه اینکه مطالعه جامع آمایش سرزمین با تاکید بر منابع آب و آمایش آب و محدودیتهای آن از الزامات جدی و عاجل کشور است و اقدامات آتی در میهن عزیزمان بهطور قطع باید در چارچوب نتایج حاصل از چنین مطالعاتی انجام شود.
انسان بدون آب قادر به ادامه حیات و تولید نیست و امنیت مرزهای میهن عزیزمان در گروه باقی ماندن مردم مرزنشین و زیست کردن آنها در این مناطق است.

 

خوانده شده 953 بار اصلاح شده شنبه, 12 اسفند 1396 07:52

لینک خبر:



برای ارسال نظر لطفا وارد سایت شوید

انجمن علمی پدافند زیستی کشور و انجمن علمی پدافند
غیر عامل در نظام سلامت

تصاویر

Top